تبلیغات
ღ آرامش عمیق سنگ ღ - خسته شدم از گفتن آنچه نمی‌شود گفت...
خسته شدم از گفتن آنچه نمی‌شود گفت...
10 اردیبهشت 9211:30

   بیژن جلالی


برای قدم زدن با تو

هر از گاهی
از خودم
بیرون می زنم،
روحم هنوز

به خانه بر نگشته!



کامران رسول زاده



41

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش
حرفی بزن! هنگامه ی آوازهایم باش

آنجا تو، اینجا هر چه از من دور و بیگانه است
ای دور نزدیک! ای همین جا! آشنایم باش

یک سو خدا، یک سو پُر از اهریمن و طوفان
وقتی خدایی نیست با من، ناخدایم باش

دنبال خود می گردم و گم می شوم در خویش
در جاده های سمت پیدا پا به پایم باش

من آنکه می خواهی برایت می شوم اما
تو آنکه می خواهی خودت باشی برایم باش







Shiny Grey Star مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ